بخش گسست

برای من نوشتن شبیه سوار شدن روی قایق است؛ امید دارم به مقصدی برساندم، اما مطمئن نیستم به کجا.

ایده‌های نوشتن هم شبیه رؤیا هستند؛ تا وقتی درونشان هستی عجیب به نظر نمی‌رسند، اما به محض بیدار شدن و فکر کردن به آن‌ها، می‌فهمی چقدر غریب بوده‌اند.

بخش phonology در مبانی زبان‌شناسی هم چیزی شبیه این ایده‌های رویایی است؛ انگار جدای از معناهای قراردادی کلمات عمل می‌کند؛ بخشی نمایشی میان صدا و معناست.

مثل بعضی از خواب‌ها که به تعبیر نیاز دارند، phonology هم به درکی نمایشی از معنا نیاز دارد.

مثل وقتی می‌شنوی کسی می‌گوید: «me»

اما تازه از خوابی عمیق بیدار شده است؛ و ما از بافت صدا، متوجه خواب‌آلودگی گوینده می شویم.

یا می‌گوید: «me»

اما سرماخورده است.

یا می‌گوید: «me»

اما در حالت طبیعی نیست و غمگین است.

ما متوجه می شویم که او «من» را بر زبان می‌آورد و هم‌زمان، جلوه ای از حالِ درونیِ گوینده را نیز درک می کنیم.

دارم به این فکر می‌کنم که چه خوب می شد اگر می‌توانستم این برداشت‌ها را با George Yule در میان بگذارم و بگویم: «کتابت را دارم با قایقم سیاحت می‌کنم.»

وقتی از Babel سخن به میان می‌آید، سرشت onomatopoeiaییِ من می تواند پژواک واژه‌ی «بلبشو» را در سراسر آن سرزمین بشنود.

شهر باستانی Babylon در میان رودان ، روزگاری مرکز قدرت ،قانون و نوشتار بود. کلمه های یکپارچه نه فقط ابزار گفت و گو، که موهبتی برای نظم بخشیدن به جهان بودند.

قصه ی فروپاشی زبان ها ، بازتابی از آن روایت اساطیری هراس انگیز آدم ها از این گسست است.

نمایشی تراژیک و سرشار از حس گم‌گشتگی.

آن شهر متحد و همدل با آن ایده های رویایی ، ناگهان پر از همهمه های نامفهوم شد.

از همین رو من، روایت «شهر بابل» در Bible را خوانشی اساطیری از یک گسست می‌بینم؛ شکافی میان نیت و بیان. پراکندگی و هرج و مرج در ساحت نمایشی معنا.

و این انسان‌ها هستند که پیوسته در اساطیر تاوان می‌پردازند؛ ...

و این بار تاوان، ناتوانی در فهمیدن و فهمیده شدن است ؛ گسستن آن اتحاد کلامی با شکوه.

روایتی اساطیری که می گوید:

«...در سرزمین همدلی ، بلبشو به پا شد.

...شهر، بابل شد...»

“Therefore is the name of it called Babel; because the LORD did there confound the language of all the earth.” (Genesis 11:9)

«از آن‌رو نام آنجا را بابل نهادند، زیرا در آنجا زبانِ تمام زمین آشفته شد.»

قایقم رسیده است به کرانه‌ی شهری مه آلود و پر همهمه.

قایقم رسیده است به شهر سوء تفاهم ها.

​​​​​

پیوست:

🔗 بابل کلمات ۲ ـــ بخش همدلی


برچسب‌ها: بابل کلمات, Babylon, phonology, Bible