پاشو ماکارونی درست کن!
از برخط بودن کلاس های دانشگاه راضی هستم.با این که دسترسی به استاد در کلاس های برخط ادا اطوار خاص خودش را دارد،اما از این که لازم نیست وقت و سرحال بودنم را پشت ماشین و توی ترافیک هدر بدهم، خوشحال هستم.
کلاس امروز حضوری بود و اگر بخواهم برعلیه ش شکایت نامه تنظیم کنم،همین را بگویم از وقتی به خانه رسیده ام ، یک کله افتاده ام وسط تخت!
باید بلند شوم و خودم را آرام آرام جمع و جور کنم و برای شام ماکارونی درست کنم.توی مسیر برگشتن از دانشگاه ، هوس ماکارونی با سس تند کردم.زدم کنار و از فروشگاه، ماکارونی و سس تند اصالت خریدم. الان تنها چیزی که می تواند من را از کف تختخواب جدا کند و بگذارد داخل آشپزخانه پشت اجاق گاز نگه دارد ، مرور طعم ماکارونی با سس تند و سالاد شیرازیست!
طعم را اگر از زندگی آدمی بگیرند، دیگر چه چیزی برایش باقی می ماند که پُزش را بدهد؟!