از چه میترسی، بانوی من؟!
برداشتی شخصی از زندگی ادبی جورجیا ملونی
به نظرم این دیالوگ از ارباب حلقهها بیش از هر چیز دیگری میتواند ما را به قلب یادداشت ببرد. پس بیایید اول با هم آن را بخوانیم:
Aragorn asked.
"What do you fear, lady?"
owyn said:
"A cage. To stay behind bars, until use and old age accept them, and all chance of doing great deeds is gone beyond recall or desire."
آرگورن پرسید:
«از چه میترسی، بانوی من؟»
ایواین پاسخ داد:
«از یک قفس. که پشت میلهها بمانی، تا وقتی که گذر زمان و پیری آن را بپذیرند، و فرصت انجام کارهای بزرگ از یاد و خواست انسان محو شود.»
نفس گیر بود!
موافقی نفسی تازه کنیم…؟
حالا بیا تا برایت شرح بدهم:
امروز، در مطالعهای کوتاه و از پیش تعییننشده، زندگینامهی جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، را مرور کردم. حس کنجکاویام گل کرده بود: چگونه یک عالیرتبهی سیاسی زن، که توانسته در میان مدعیان فراوان مذکر بر کرسی قدرت تکیه زند، با ادبیات پیوند دارد؟ نویسنده مورد علاقهاش کیست و چه کتابی الهامبخش او بوده است؟
اجازه بده پیش از ادامه، سنگهایم را وا بکنم: کنجکاوی من از این جهت است که رشتهی دانشگاهی خانم ملونی تا حدودی شبیه به من بوده و کشش من به شخصیت او بیشتر جنبههای ادبی دارد.
او الگوی زندگی من نیست. من خودم را اهل سیاست نمیدانم. برخلاف خانم ملونی که به شبکهسازی، سرعت عمل و جهان سیاست علاقهمند بوده و همین امر باعث شد تحصیل را نیمهکاره رها کند، من هیچ علاقهای به شبکهسازی ندارم و دایرهی محدودی از روابط آرام و وفادار را ترجیح میدهم؛ دایرهای از روابط امن که بیشتر به زیبایی، معنا و درنگ گرایش دارد.
با این حال، با در نظر گرفتن محدودیتهای عصر حاضر و رسیدن جورجیا ملونی به این جایگاه مهم سیاسی، او را انسانی قدرتمند میدانم.

یکی از جنبههای شخصیت او که برای من بسیار جالب بود، علاقهی او به ادبیات است. در زندگینامهاش خواندم که رمان ارباب حلقهها کتاب الهامبخش او و John Ronald Reuel Tolkien (J.R.R. Tolkien)، نویسندهی شهیر بریتانیایی، نویسندهی مورد علاقهی اوست.
اگرچه خانم ملونی سالها از من بزرگتر است و تجربههای سیاسیای دارد که من از سر نگذراندهام و شاید هیچوقت نگذرانم، اما در زمینهی ادبیات، ما اشتراکاتی داریم. همین علاقه به رمان ارباب حلقهها نشان میدهد که او نیز به جهانی فراتر از محدودیتهای زندگی واقعی دلبسته است؛ جهانی که در آن شجاعت، دوستی و امید معنا پیدا میکنند.
او در مصاحبهای به کتاب اشاره کرده و گفته است:
“Small hands do build a big world.”
«دستهای کوچک جهان را میسازند.»
این جمله میتواند نماد عملگرایی حتی در محدودیتها و توانایی دستهای کوچک و شهرت نایافته باشد. ادبیات برای او نه تنها الهامبخش دنیای ذهنی است، بلکه راهنمای شجاعت و عمل در جهان واقعی نیز هست.
و من فکر میکنم دلیل اینکه با او همنظر هستم همین است: باور به اینکه حتی کوچکترین دستها توان تغییر دارند.
پیوست:
قطعاً ملونی مسیر پرچالشی پیش رو دارد، اما من در جایگاه یک زن امیدوارم که واقعاً در پی آن باشد که مردم کشورش را از نظر رفاه و امنیت به جایگاهی برابر برساند، در پاسخگویی شفاف باشد، و در مسیر صلح جهانی گام بردارد.
که به قول شاعر: «هر چیز که در جستن آنی، آنی.»
برچسبها: Giorgia Meloni, J, R, Tolkien