«بخش ابتدایی»

در صفحات ابتدایی کتاب مبانی زبان‌شناسی‌ام، نوشته‌ی George Yule ــ که باید تا پایان فصل یازدهمش را این ترم بخوانم تا با نمره‌ای خوب پاسش کنم — آیه‌ای بسیار معروف از تورات آمده است: آیه‌ی مشهور «برج بابل».

“Therefore is the name of it called Babel; because the Lord did there confound the language of all the earth: and from thence did the Lord scatter them abroad upon the face of all the earth.”

«از آن رو نام آنجا را بابل نهادند، زیرا خداوند در آنجا زبان تمامی اهل زمین را درهم آمیخت؛ و از آنجا خداوند ایشان را بر سراسر زمین پراکنده ساخت.»

پیش از آن‌که بخواهم توضیح بدهم، واژه‌های confound، Babel و scatter شاخک‌هایم را حساس کرده‌اند.

پیش از آن‌که یادداشتم را به سمت مشتقات واژه‌ها، لذت‌های معنایی و شیطنت‌های دانشجویی ببرم، می‌خواهم فقط کمی بلندبلند فکر کنم...

مدتی است تمرین می‌کنم وقتی با متون مقدس روبه‌رو می‌شوم، مقدس‌گرایی را کنار بگذارم.

فکر می‌کنم مقدس‌گرایی گاهی فرصت تماشای محتوا از زوایای متفاوت را از ما می‌گیرد.

گمان می‌کنم برخی واژه‌ها نیاز دارند از حصار نفوذناپذیر معنویت بیرون آورده شوند تا برای زندگی من و جهان من تعریف‌شده‌تر و پذیرفتنی‌تر شوند.

چنین نگاهی، در حین آموزش، اشتیاق لازم ( حداقل برای خودم ) ایجاد می‌کند.

برای مثال، وقتی با خودم قرار می‌گذارم یک ماجرا را از سه زاویه — معنوی، اساطیری و onomatopoeia ــیی (زاویه زبانی) بازخوانی کنم، اشتیاق لازم برای یادگرفتن در من شکل می‌گیرد.

حتی دوست دارم همین سلیقه را در مواجهه با اسطوره‌ها نیز به کار ببرم.

به نظرم همان‌قدر که متون مقدس با واژه‌هایی مثل نزول، می‌کوشند مانعی در برابر تجاوز و قدرت‌طلبی بسازند و شخصیت‌های روایت خود را نجات دهند ( و گاه آن‌ها را به قدیسانی دست‌نیافتنی بدل کنند یا معنایی تازه به بشر هدیه دهند )

اسطوره‌ها با طرح علنی تجاوز، قدرت‌طلبی، بی‌قانونی، انتقام و نفرت از سوی خدایان، رنج را بی‌پرده بر شخصیت‌ها تحمیل می‌کنند و تاوانی سنگین از بشر می‌گیرند.

حدس می زنم آیه ای که در ابتدای یادداشت آوردم قرار است مکرر در یادداشت‌های آتی تکرار شود.

حدس می زنم مقایسه های زیادی در راه باشد.

با این که می دانم روزگار غریبی ست ، اما انتخاب کرده ام که ساعاتی از همین روزگار را در حال ورق زدن کتاب مبانی زبان‌شناسی و اسطوره شناسی بگذرانم.

و اساتیدم خبر ندارند که یک وقتهایی هم بلندبلند فکر می‌کنم و جرعه‌های متفاوتی از طعم و معنا را می‌چشم.

من فکر می‌کنم در مسیر یادگیری، گاهی لازم است سلیقه‌ی شخصی خودم را هم جدی بگیرم؛ نه این‌که پیش‌تر چنین نبوده.

انگار که جامی از نوشیدنی‌ای متفاوت پیش رویم است:

چشیدن همانا، و غوطه خوردن در طعم همانا.

پیوست:

این یادداشت آغاز یک جستار در حال رشد است. به مرور ادامه پیدا می کند. بخش ابتدایی را با احتمال این که ممکن است خوانده شود ،منتشر کردم.

هرحرفی ، نقدی یا حتی حسی داشتید با دقت و قدردانی خواهم شنید.

فقط این را گوشه ی ذهن تان داشته باشید که این درنگ ها در مسیر یادگیری زبان دارد اتفاق می افتند.

*نقاشی اثر:Pieter Bruegel the Elder


برچسب‌ها: بابل کلمات, Mythology, George Yule, Onomatopoeia