در جستجوی نور
صبحها که سپیده کمکم دیوار اتاقم را روشن میکند، صدای کلاغها و گنجشکها یکی پس از دیگری خبر آمدن صبح را می دهند و کمی بعد، صدای «بدو بدو» و «سلام سلام» فلفل*، راه خواب صبحگاهی را سد میکند؛ خوراک صفحات صبحگاهی من مهیا میشود.
گاهی اگر حواسم را بیشتر توی مشت بگیرم و جمع کنم، میبینم خورشید از پشت تور پنجره شکلهای نامنظم و روشن روی دیوار میاندازد. انگار پردهها هم از خواب بیدار شدهاند و شروع میکنند به طراحی نقش گلهایشان روی سینهی دیوار!
بعضی وقتها که میخواهم ذوق هنریام را چاشنی کنم، موبایلم را برمیدارم و از طراحی پرده ها عکس میگیرم؛ بعد شاید همان روز جایی در اقیانوس مجازی با هشتگ #در_جستجوی_نور بسپارمشان به دست توجه و منتشرشان کنم .
این لحظهها خوراک صفحات صبحگاهی هستند که مثل نور پشت پرده هر روز میتوانند با توصیف متفاوتی روی صفحههای صبحگاهی من شکل بگیرند و ذهنم را برای باقی روز خلوتتر و آمادهتر نگه دارند. کمی به تمرین نیاز دارد؛ اینکه تو مصمم باشی و توجهت را درست و بهجا خرج کنی. آن چند خط نوشتن در صفحات صبحگاهی دست و ذهنم را تقویت میکنند و مثل یک ناظم از شهود و توجهم حفاظت میکنند تا در جای مناسب خرج شوند.
بعد از نوشتن صفحات صبحگاهی، وقت نوشیدن چای و خوردن صبحانه است...
"Attention is the new currency"
این ضربالمثل جذاب مشوق من در وفادار ماندن به صفحات صبحگاهی ست. به زبان فارسی یعنی: «توجه، سرمایه و پول جدید دنیاست.»
وای خدای من! وای خدای من! که چه دنیایی از اهمیت و معنی در لایههای درونی این جملهی چندکلمهای وجود دارد که باید مو به مو به آن پرداخت و آن را دریافت کرد.
این یعنی در دنیایی که هر پیام، هر تصویر، هر اعلان میخواهد دزدکی سهمی از ذهن ما را بگیرد، ما تنها با آگاه بودن میتوانیم این سرمایهی باارزش را مدیریت کنیم. هر بار که صفحات صبحگاهی را مینویسم، انگار که در یک بانک شخصی، توجهم را پسانداز میکنم و آن را خرج چیزهایی میکنم که ارزش واقعی دارند: سکوت، شهود، فکر و خلاقیتم.
وقتی صبحها با دقت و حضور کامل روی کاغذ مینویسم، ذهنم خلوتتر میشود، شهودم روشنتر، و حس میکنم که قدرت انتخاب دارم: میتوانم توجهم را به چیزهای بیاهمیت بدهم یا به خودم، به زندگیام و به آنچه واقعاً مهم است. این همان جادوی صفحات صبحگاهی است؛ تمرین روزانهای که هم ذهنم را قوی میکند و هم شهودم را بیدار نگه میدارد.
و بعد، با یک استکان چای و صبحانهای ساده، روزم را آغاز میکنم؛ با این حس که اولین و مهمترین سرمایهام را درست خرج کردهام.
شروع کنید به تمرین کردن!
نوشتن صفحات صبحگاهی راه حل سنجیدهایست که ذهن را برای روزی که در پیش رو دارید مهیا میکند. هر واژهای که با دستهای خود روی صفحات صبحگاهی میگذارید، نشانهای روشن از بیداری و آگاهی است؛ مثل اثر خورشید بر دیواری که در طول شب تاریک و سیاه بوده است. مثل یک سرمایهگذاری ارزشمند برای خودتان.
پیوست:
این متن الهام گرفته از کتاب راه هنرمند اثر جولیا کامرون است و تجربهی شخصی ام از تمرین صفحات صبحگاهی و مدیریت توجه را بازتاب می کند.
*فلفل پرنده ی خانگی مان است که اینجا در موردش نوشته ام.
برچسبها: صفحات صبحگاهی, مدیریت توجه, جولیا کامرون, راه هنرمند