قبل از این که بروم سراغ روایت شخصی و زمینه‌چینی لازم برای معرفی واژه‌ی تازه، تمام ذوقم را می‌ریزم توی جمله‌ها و به شما مژده می‌دهم: امروز از واژه‌ای رونمایی می‌کنم که امکان ندارد تا آخرین نفس‌های عمرتان فراموشش کنید.

بعدازظهر پنج‌شنبه باران بارید. در مردادماهِ کم‌باران و پر‌دغدغه‌ای مثل اصفهان، ابرها برای لحظاتی کاسه‌ی آسمان تابستانی را پر کردند و قطره‌های باران از آن سرریز شد. این بارندگی پیش‌بینی‌شده نبود، و همین آن را برایم هیجان‌انگیزتر کرد.

ما وقتی اصفهان بارانی می‌شود، فقط نمی‌گوییم: «بارون میاد!»

می‌گوییم: «بوی بارون میاد؟ صدای بارون میاد؟ اوووو بچه‌ها! بارووووون داره میاد!»

بله، همین اندازه و حتی بیشتر ذوق‌زده می‌شویم؛ از شنیدن صدای باران و استشمام بوی خاک نم‌خورده.

بوی خاک باران‌خورده یاد بهشت را زنده می‌کند؛ تخیل دویدن با پای برهنه روی زمین خیس و ماجراجویی کردن. عطری که انگار می‌خواهد بگوید خشکی و رخوت همیشگی نیست؛ روزی باران می‌آید و زمین را از حصار سردی و بی‌رنگی بیرون می‌کشد.

برای این حس تازه و رایحه‌ی بی‌همتا، زبان انگلیسی یک واژه دارد که فراموش‌کردنش محال است: Petrichor

کلمه‌ای مرکب از petros (سنگ، خاک) و ichor (مایع افسانه‌ای که در رگ‌های خدایان جریان دارد). این‌گونه تلفظ می‌شود: «پِتریکور».

در هند به آن Matti attar می‌گویند؛ یعنی «عطر خاک».

من هم می‌خواهم یک‌بار دیگر این رایحه را روی خاک وبلاگم بپاشم و تکرار کنم: "Petrichor".

جانانه استشمامش کنید.

من وقتی این واژه را شنیدم، یاد واژه‌های دیگری افتادم؛ مثل «فطروس» — فرشته‌ای که به تعداد قطره‌های باران انگشت دارد — یا سرزمین «پترا» در کشور اردن که نامش به معنای صخره است.

بعد به شنیدن 🎧 این پادکست شرفیاب شدم که مطالب علمی شگفت‌انگیزی درباره‌ی رایحه ی خاک باران خورده مطرح می کند.

مثلا می گوید:

دهه‌ی ۶۰ میلادی، دو پژوهشگر استرالیایی به نام‌های Isabel Joy Bear و Richard Thomas اصطلاح Petrichor را در مجله‌ی Nature مطرح کردند. آن‌ها فهمیدند که این بو ترکیبی است از :

🍀 Geosmin – مولکولی که باکتری‌های Streptomyces هنگام مرگ آزاد می‌کنند. این همان رایحه‌ی خاکی است که بعد از باران حس می‌کنیم. جالب این‌که انسان‌ها به شکل شگفت‌آوری به آن حساس‌اند؛ حتی حساس‌تر از کوسه‌ها به بوی خون. ما می‌توانیم Geosmin را در غلظت پنج بخش در تریلیون تشخیص دهیم.

رایحه‌ی بارانِ پنج‌شنبه مرا به این واژه رساند:

"Petrichor"

یافتن و تکرارش، کم از تجربه‌ی ایستادن زیر باران و استشمام بوی فراموش‌نشدنی خاک نم‌خورده نیست.

واژه‌ای که می‌گوید: حالا وقت سکوت است؛ فقط بو بکش… این رایحه خدایان خاک است که در هوا پیچیده، طبیعت را زنده کرده و خیال بهشت را به تو بخشیده.

"Petrichor".

+یک جایزه باید تعیین کنیم برای کسی که بتواند معادل فارسی آن را بسازد و مرسوم کند.


برچسب‌ها: روزانه نوشت, واژه شناسی, لذت نوشتن