یک دایره‌ی مهلک است ؛ زمین بازی‌ای که قواعدش را کسانی نوشته‌اند که تو هر طرفش بایستی، بازی را باخته ای. باخته ای نه به این دلیل که شایسته ی بردن نبوده ای ، باخته ای چون قواعد برای باخت تو چیده شده است. باختن و غلبه ی احساس شرمندگی بر توانایی و درخشیدنت. از این دایره بیرون بیا. این محیط با این شعاع و قطر عرصه ی تو نیست، دوست جوان بلندپرواز من!

می دانم رسیدن به این پختگی زمان‌بر است. رسیدن به این شناخت در معاشرت ها، موی تو را سفید خواهد کرد. در این مسیر آسیب می‌بینی، گاهی تا عمق جان، گاهی حتی در کالبدت. اما سیاه‌ترین بخش ماجرا جایی است که همان‌هایی که این قواعد را طراحی کرده‌اند، تظاهر می‌کنند که مشکل از تو بوده، تو توان و روحیه‌ی کافی را نداشته ای.

اما حقیقت این است: این دایره را بشناس. آدم‌های ریاکارش را بشناس. آرامشت را به چارچوب فکری آن‌ها نفروش و احساس ارزشمندی خودت را در عمیق ترین و خواستنی ترین و مخفی ترین لایه ی اندیشه ات مخفی کن.

مهم نیست چطور قضاوتت می کنند. تو در درونی ترین لایه های روشن اندیشه ات گرمی کرامت را حس می کنی.

این همان مفهومی است که همچون رگه‌های طلای ناب، از لابه‌لای تمام جراحت‌هایت کشف می کنی:💎 Dignity 💎

+هر شنبه اینجا هستم . با یک واژه ی جدید.


برچسب‌ها: روزانه نوشت, گفتک, واژه شناسی