من قصهگو هستم
قصهگویی که مواد خام قصههای روزانهش رو از سختی و آسونی روزگار، از قفسهی کتاباش، از فیلمها و آدمایی که باهاشون سر و کله میزنه جمع میکنه و به اندازهی یه سر سوزنش رو اینجا منتشر میکنه؛ چون اونقدرها که به نظر میاد، دستودلباز نیست.
دو خط شعری که توی پست قبلی نوشتم، یکی از موندگارترین دیالوگهای فیلم سینمایی Interstellar کریستوفر نولان بود.

اگه دلتون میخواد یه فیلم ببینید که مدام بزنید عقب و جلو تا دقیق بفهمید چی به چی شد، پیشنهاد میکنم میانستارهای رو ببینید و اون وسطمَسَطها از دو خط شعر شاعر ولزی، Dylan Thomas، هم لذت ببرید.
بسیار لذت ببرین؛ چون حتی آدم های سرکش، اونایی که خورشید رو در حال پرواز صید میکنن و براش آواز میخونن، خیلی دیر متوجه میشن که باید به سوگش بشینن.
بنابراین: تسلیم نشو.
بخروش، بخروش تا هوا روشنه!
Do not go gentle into that good night.
Rage, rage against the dying of the light.
برچسبها: Interstellar, Dylan Thomas, Christopher Nolan