آهای خانوم یلدا!
دوست دارم شب یلدا شیراز باشم. توی ارم یا خونه باغ کنار آرامگاه سعدی. بوستان و گلستان بخونم و به انتظار سپیده یک شب طولانی جرعه جرعه غزل بنوشم.
برای عملی کردن این خواسته باید از سه تا مهمونی مهم توی شهر خودم و از آشنایان خودم صرفنظر کنم و فکر می کنم که واقعا ارزشش رو داره.
به قول سعدی:
« در سرم بود که هرگز ندهم دل به خیال
به سرت، کز سرِ من آن همه پندار برفت»
+من فدای دلداری دادنت بشم ، که می گی:«فدای سرت که دومرتبه خیالاتی شدی»!
++عنوان: منتخب از متن ترانه ی جدید «بابک افرا » ست.
برچسبها: گفتک, طاقچه خیالاتم
یکشنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۳
10:29
بهار
|