آقای پرویز دوائی توی کتاب خیابان شکرچیان خیلی سفارشِ پاییز را کرده. یادم می‌آید که چیزی با این مضمون نوشته بود:

«پاییز که می‌شود، نشانه‌هایش را جلوی چشم‌هایم می‌چینم؛ یعنی خرمالویی، اناری، پرتقالی را با چند برگِ نارنجی‌ شده داخلِ بشقاب می‌چینم و آن را می‌گذارم وسطِ میزِ ناهار یا پذیرایی. می‌خواهم قدم‌هایِ پاییز روی چشمم باشد

البته نقل‌قول کمی بالا و پایین شد و با تخیلِ من هم ترکیب، اما چیزی شبیهِ این نوشته بود.

در شهرِ ما هم کاشتنِ لاله‌عباسی مرسوم است. گلی ست که بهار و پاییز ندارد و همیشهٔ سال مشغولِ دلبری‌ست.

اما حالا که پاییز شده و گل‌هایِ انار دارند تبدیل به میوه می‌شوند، زیباییِ باغچه چند برابر شده. انگار لاله‌عباسی‌ها هم دارند پاییز‌نوازی می‌کنند.

سلام به نشانه‌هایِ پاییز؛ به رنگ اناری‌ها،

باشد که این‌جا جاودانه شوید.

پیوست:باغچه خانه پدری


برچسب‌ها: لذت نوشتن, خیابان شکرچیان, پرویز دوائی