تمرین نفس
همیشه موضوعاتی هستند که هر چقدر دربارهشان بنویسی یا حرف بزنی، باز هم مانند ایدهای خام ظرفیت دارند تا قویتر شوند، توصیفات تازه به آنها اضافه شود و فضایی برای پرداختن بیشتر داشته باشند...
مثل موضوع اُخت شدن من با شنا.
فضای خالی و عمیق استخر که به من آزادی حرکت میدهد.
میتوانم به هر سمتی روان شوم، از سکون بیرون بیایم، سیال بودن آب به فرزی و سبکی حرکاتم کیفیت میبخشد.
من وقتی دربارهی شنا حرف میزنم، نمیتوانم خوشحالی و رضایت خاطرم را از چهرهام جمع کنم.این حس حضور و آزادی، ذهنم را آماده کرد تا به آیینهای ژاپنی علاقهمند شوم، جایی که توجه به فضا، سکوت و حرکت اهمیت دارد.
اول با هدف تور کردن کلمات شروع کردم به خواندن مقالهها، بعد به مرور برای صید لحظههایی که در فرهنگ ژاپن بیشترین ارج را دارند، راهکارهای عملی را پیش گرفتم. چون نمیخواستم مثل زنبور بیعسل باشم.
من گلآرایی بلد نیستم.
اما با شناختن آیین Ikebana ـ آیین گلآرایی در فرهنگ ژاپن ـ میان شنا و Ikebana پلی پیدا کردهام. پلی از جنس تجربه. و از روی این پل عبور کردهام.
Ikebana هنریست که در مدارس معتبر ژاپن آموزش داده میشود.
همین حالا میتوانید سری به پینترست بزنید و این هنر چشمنواز را ببینید. ببینید که چطور یک طراح ایکیبانا، گلها را با شاخههای کوتاه و بلند، به همراه کاج یا برگهای بامبو، در میان بشقاب آب مینشاند.
در دل این هنر، مفهومی به نام ما (間) وجود دارد:
«فضای خالی»؛
در ایکیبانا، فضاهای خالی به طراحی جان میدهند.
بخشی از چیدمان همیشه بر سکوت و تنفس تأکید میکند.
اولین مهارتی که یک شناگر باید در آن پیشرفت کند، درست همین است: تنفس.
و اما بعد...
آن فضای خالی و باز، که هم در عمق استخر هست و هم در گسترهٔ بشقاب آب، به دست طراح ایکیبانا شکل میگیرد.
او گل پادشاه را با ساقهای بلند،
و گاهی گلبرگهایی سنگین،
وسط بشقاب مینشاند تا تعادلش حفظ شود.
من در آب،
میکوشم تعادلم را در فضای خالی عمیق استخر پیدا کنم.

در ایکیبانا سه نوع چیدمان داریم:
گل پادشاه با بلندترین ساقه،
گل ملکه با ساقهای کوتاهتر،
و گلهایی که فضا را کامل میکنند،
که حرکت و سکون را با هم معنا میبخشند.
هر بار به وقت شنا کردن
خودم را در یکی از این سه چیدمان میبینم،
شاخهای در دل آب،
که سکون را میشکند و در فضای خالی حرکت میکند...
از همین روست که میگویم این موضوع ظرفیت دارد از هزار زاویه نوشته شود.
در ایکیبانا، شاخهها قرینه نیستند.
آزادانه حرکت میکنند.
مثل من،
در آب.
چیدمان گلها سکوت میخواهد.
مراقبه میخواهد.
بودن در لحظه میخواهد.
وگرنه به این سادگیها نمیشود
گلها را وسط بشقاب آب نشاند.
یا بدون مداومت در تمرین شنا،
پروانه رفت.
پیوست:«انگار هر شاخه گل، یکی از مزامیر داوود
یا نجوایی برخواسته از حنجره ی فرشته هاست»
برچسبها: شنا, ایکیبانا, مراقبه, فضای خالی