در جهان پاره سنگ ها ،آب باش

سکوت، بهترین توصیف برای اشتراکگذاری این موزیکویدیو بود.
نمیخواستم همراهش واژهای بفرستم، چون خودش کفایتکننده است.
فکر کردم:
شاید یادداشت من، جاهطلبی این اثر را خدشهدار کند.
اما براساس لحظههایی که تجربه کردهام، تصمیم گرفتم در حدِ بضاعت محدودی که دارم، روایتی شخصی در این پست ماندگار کنم.
راستش، این روزها بیش از هر چیز به «بودن در لحظه» نیاز دارم.
نمیخواهم دچار خطای شناختی شوم و با پیشبینیهای عجولانه دربارهی آینده، غصه و نگرانی مضاعف برای خودم بسازم.
بنابراین در وصفِ نیاز این روزهایم چنین مینویسم:
لازم دارم، وقتی زیر دوش ایستادهام،
در عوضِ غصه خوردن و تثبیتِ دغدغههای دود گرفته،
قطرههای گرم آب را روی گردن و شانههایم حس کنم،
بخار و رایحههای مخلوطشده در آن را نفس بکشم.
بضاعت من در حواسم خلاصه میشود.
و میدانم شاید نوشتن دربارهی این نیاز، دردی از خوانندهی من درمان نکند،
اما صدای اکنون من خواهد بود ،
صدای کسی که هنوز زنده است.
ایده اصلی موزیکویدیو یادآوری میکند:
Stay liquid in a world made of stone
«در جهانی که از سنگ ساخته شده، تو مایع باش.»
مایع بودن یعنی توانِ تغییر، توانِ آغازِ دوباره، توانِ شکلگیریِ بیپایان.
در کتاب نگارش دانشگاهمان، نویسنده به دانشجو توصیه میکند تا موضوعی را در نظر بگیرد و تمام ایدههایش را بیهیچ قضاوتی روی کاغذ بنویسد.
نام این روش را گذاشتهاند: Brainstorming
و در ترجمه آوردهاند: تبادل اندیشه.
اما من پیشنهادی برای مؤلف دارم
فکر میکنم ترجمهی تحتاللفظیِ آن بهتر میتواند مفهوم را منتقل کند؛
چون «طوفان فکری» همان آشوبِ خلاقانهایست که میتواند ما را زنده نگه دارد.
وقتی ایده ها روی کاغذ جریان بگیرند،
انگار سنگ سرسخت میان رودخانه کنار می رود.
مسیر تاره باز می شود.
طوفان فکری، به ما اجازه میدهد هر بار از نو شروع کنیم؛
مثل قطرهای که توانایی دارد در جریان رودخانه حضور داشته باشد،
بخار شود، برف شود، باران شود،
لایههای خاکی و سنگی زمین را تجربه کند، و باز...
مثل بخار روی آینه و شیشهها بنشیند.
تا جسارت انگشت بچگانه ای از دل آن بخار، تصویرِ لبخند بیرون بیاورد.
به شرطی که در جهانی سنگی، انعطافپذیر باشیم و مایهی حیات.
به شرطی که آب باشیم.
برچسبها: لذت نوشتن, Kelly Boesch